خُدایــا دوستـــِتـــ دارَمـــ
چـہ زیبایـے معشوق مـن..مړا مجنونِ وصالت ڪن..اے پروړدگاړ مهربانـم
آسمونی شدنت مبارک امپراطور:((((

تحمل نداره نباشی دلی ک تو تنها خداشی. . .

 

-
دوشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۳ - 20:46 - tanin
ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ ﺷﻬﺮﯾﻮﺭ
ﻣﯽﺩﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺳﺎﻝ ﻣﺎﻫﻬﺎ ﺭﺍ ﻭﺭﻕ ﻣﯽﺯﻧﻢ ﺗﺎ ﺗﻮ ﺑﯿﺎﯾﯽ.

ﻫﺮ ﺳﺎﻝ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ﻣﯽ ﺁﯾﯽ، ﺑﺎ ﻫﯿﺎﻫﻮ ﻭ ﺳﺮ ﻭ ﺻﺪﺍﯼ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ، ﺑﺎ ﺧﻮﺷﻪ
ﯼ ﮔﻨﺪﻣﯽ ﻃﻼﯾﯽ ﻭ ﻣﻦ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯽﺷﻮﻡ ﺩﺭ ﺗﻮ .
ﺩﺳﺘﯽ ﺑﺮ ﺳﺮ ﻭ ﺭﻭﯾﻢ ﻣﯽﮐﺸﯽ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﯽﮔﻮﯾﯽ : ﯾﮏﺳﺎﻝ ﺩﯾﮕﺮ ﭘﯿﺮﺗﺮ
ﺷﺪﻡ ﻭ ﯾﮑﺴﺎﻝ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﺰﺩﯾﮏﺗﺮ !
ﺗﻤﺎﻡ ﺳﺎﻝ ﺭﺍ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺁﻣﺪﻧﺖ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﻢ ﺗﺎ ﺧﺎﻃﺮﻩﻫﺎﯾﻢ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺷﻮﺩ .

-
چهارشنبه دوم مهر ۱۳۹۳ - 10:53 - tanin
گاهی وقتا زنــנگی باهات بازی میکنــهــ. 
یهـ الماس بهت میدهـ، ولی اون رو داخل یهـ بلیط مترو مخفی کردهـ. اون رو داخل یک "کلمه"، یک "نگاه"، و یا یهـ " کوچیک" گذاشتهـ. 
باید بــِ جزئیات توجه کنی. زندگی ما از صدف های کوچیک تشکیل شدهـ. افرادی کــِ همش عجلهـ دارن از جزئیات غافلن. همیشهـ دنبال کارهای بزرگ هستن. نمی خوان یهـ لحظه وقت بگذارن، سرشون رو بــِـ خاطر یهـ سکه یا یهـ  پـ َـر پایین بندازن و یا اصلا دست لرزان یک نفر رو بگیرن.

ولی اگه خم بشیم، اگه زمان رو متوقف کنیم، حتما الماس هایی رو کــِ  بــِ طرفمون گرفته شدهـ  پیدا می کنیمــ:)

کاترین پانکول

Photo: ‎گاهی وقتا زندگی باهات بازی میکنه. 
یه الماس بهت میده، ولی اون رو داخل یه بلیت مترو مخفی کرده. اون رو داخل یک کلمه، یک نگاه، و یا یه لبخند کوچیک گذاشته. 
باید به جزئیات توجه کنی. زندگی ما از صدف های کوچیک تشکیل شده. افرادی که همش عجله دارن از جزئیات غافلن. همیشه دنبال کارهای بزرگ هستن. نمی خوان یه لحظه وقت بگذارن، سرشون رو به خاطر یه سکه، یا یه پر پایین بندازن و یا اصلا دست لرزان یک نفر رو بگیرن.
ولی اگه خم بشیم، اگه زمان رو متوقف کنیم، حتما الماس هایی رو که به طرفمون گرفته شده پیدا می کنیم. 

کاترین پانکول
ترجمه اختصاصی از : لاکولور روژ‎

-
چهارشنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۳ - 12:34 - tanin
 غم از حد رفت و غم خوارم کسی نیست..

  نظامی

 

-
دوشنبه سوم شهریور ۱۳۹۳ - 17:15 - tanin
-
یکشنبه سیزدهم مرداد ۱۳۹۲ - 19:24 - tanin
-
شنبه پنجم مرداد ۱۳۹۲ - 17:10 - tanin
נلـم خوش نیستــــ

غمگینم

ڪـسی شایـנ نمیفهمـנ. .

ڪـسی شایـנ نمیدانـנ. .

ڪـسی شایـנنمیگیـړנ مـړآ از נست تنهاییــــ

تـۅ میخوانی فقط شعــړے  ۅ زیـړ لب آهستـ میگوییـــ:

عجب احساس زیبایی(!)

تـۅ  هم شایـנ نمیـנانی. . . 

-
شنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۲ - 23:58 - tanin
شازده کوچولو می گفت :
گل من گاهـــــی بداخلاق و کـــــم حوصله و مغرور بود...
امـــــا...
ماندنــــــی بود .

این بودنش بود که او را تبـــــدیل به گـــــل من کرده..
----------------------------------------
اگر گلی را دوست داشته باشی که در ستاره ای باشد، تماشای آسمانِ شب، دوست داشتنی است!

ستاره ها همه گلند.... 

-----------------------------------
آنتوان دو سن اگزوپری - ترجمه : احمد شاملو

-
دوشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۲ - 23:22 - tanin
عیـנتوטּ مبااارڪ

لحظﮧ اے ڪﮧ سال تحۅیڵ میشـﮧ تنـهآ ڵحظﮧ ایـﮧ ڪﮧ بے منت بـﮧمـטּ ڵبخنـנ میزنے

ڪاش هړ ثانیـﮧ براے مـטּ سال تحۅیل باشـﮧ تا ڵبخنـנ همیشـﮧ مهموטּ ڵبـهات بمونـﮧ


سالـــ  ۹۲ مبارڪ .

norooz (8)

נوس جونیاااااااااا ڪم ڪم נارهـــ  میرســﮧ...

پیشاپیش عیـנ همتون  مباړڪ باشـﮧ :*

ایشالا سال خۅبے נاݜتـﮧ باݜیـנ :*

-
چهارشنبه سی ام اسفند ۱۳۹۱ - 12:46 - tanin
به مناسبت ۲۱ آذر ماه، هشتاد و هفتمین زادروزِ نقّاشِ کلام "احمد شاملو"
ای ستاره جاودان آسمان ایران، روشنی بخشِ راه آزاد مردان،
آوا دهنده دلتنگی های زنده داران راهِ روشنایی، مهربان ترین دوست و بزرگوارترین پدر برای شاگردان،
نامت هم چون نام ایران پاینده
همچون دماوند استوار و سرافراز باد
و سروده هایت
برای روح آواره در کویر
چون زلال برخاسته از اعماق آرامش
تنها هدیه ایست که می توان به عنوان پیشکش
به آشنایان و مانوسان
تقدیم کرد.

میلادت شاد باش
ای بامدادِ تمام روزهای دلتنگی ما ...

-
سه شنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۱ - 21:51 - tanin

چقد دلم واسه کربلا تنگ شده:((

خـــــدا ینی میشه بازم برم:(((((


-
یکشنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۱ - 16:50 - tanin
خداجونم :-*

لــــحظــــہ قــشـــنــگیـــہ 

وقــــتـــی کـــــہ یــــواشـــکـــی بــــرگــــردی تـــا بــتــــونـــی عــشـــقتــو نــگـــاه کــنـــی 

 بــعــــد ببـــیـــنــی کــــہ اون ، دستـــاشـــو گـــذاشـــتـــہ زیـــر چـــونـــہ  اش و زل زده بــهـــت....


                          ✗خــــدایـــــا من  رسما عــــــاشـــــقتـــــــــم

                           ✗مـــمنــــونـــم ازت ک اینقد خــــــوبــــــی........

                     اهنگمو خیلی دوسش دارم...اصلن کیف میکنم گوشش میدم...!!

                         این اهنگ ی مخاطب خاص داره...زهــــــرا جــــونــــم..عزیز دلم فقط بخاطر تـــو..!!


-
چهارشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۱ - 20:29 - tanin
او بــہ دنیا آمد

تا مهـندس شود..جاده بسازد..تا معشوقــہ ها دور شوند...

یـڪی دیگر دڪتـر شد

تا قرص تجویز ڪنـد،شاید شبها فرهاد بدوטּ  شیریـטּ خوابش ببرد...

یـڪی دیگر،پنجره ها را ساخت

تا عاشق جایی برای گریستـטּ  داشتــہ باشد...

مـטּ بــہ دنیا آمدم

تا از چشماטּ تو شعر بسرایم...

تو متولد شدی

تا افسانــہ ها جاטּ  بگیرند...

افسانــہ ای بــہ نامِ:

" آغــــــــــــــوش تـــــــــــو"

-
چهارشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۱ - 19:58 - tanin
ساده رنگ.سهراب سپهـری.
خیلی این شعرو دوس دارم:)

آسمان,آبی تر

آب,آبی تر

من درایوانم,رعنا سر حوض

رخت می شوید رعنا

برگ ها می ریزد

مادرم صبحی می گفت :‌ موسم دلگیری است

 من به او گفتم : زندگانی سیبی است ‚ گاز باید زد با پوست

زن همسایه در پنجره اش تور می بافد, می خواند

من ودا می خوانم گاهی نیز

طرح می ریزم سنگی ‚ مرغی ‚ ابری

آفتابی یکدست

سارها آمده اند

تازه لادن ها پیدا شده اند

من اناری را می کنم دانه به دل می گویم:

خوب بود این مردم دانه های دلشان پیدا بود

می پرد در چشمم آب انار : اشک می ریزم

مادرم می خندد
رعنا هم...

-
جمعه بیست و چهارم شهریور ۱۳۹۱ - 23:30 - tanin
بادبان ها را بکشید

d5412689c01bfad57d4835a737e4e57c-425.jpg

بادبان ها را بکشید...


به راه می افتیم...

ناخدای کشتی / قلبم

نقشه گنجی پیدا کرده / می گویند صندوقچه ای قرمز رنگ

در جزیره آغوشت / دقیقا زیر قفسه سینه ات است...

بادبان ها را بکشید...

دیده بان: ناخدا ابرهای سیاه در حال آمدن هستند

بی خیال ابرهای سیاهِ فاصله / با تمام سرعت به طرف جلو

برای قلبت با دزدان دریایی نفرت، می جنگم / ترسی از مردن ندارم

عاقبت به جزیره ات خواهم رسید / لنگر می اندازم

برای همیشه همان جا خواهم زیست

گاهی گنج ها را نباید بیرون آورد...

-
یکشنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۱ - 19:19 - tanin